السيد الطباطبائي

192

مجموعه رسائل ( فارسى )

شأن آن چيز موضوع بودن . و شأن محمول . محمول بودن است . گاهى اين قسم را حمل مستقيم مىنامند مانند ، عرض نسبت به جوهر . و وصف نسبت به ذات . مقابل اين نوع حمل ، حمل بالعرض و گاهى « حمل منحرف » ناميده مىشود ، مانند ، حمل ذات به وصف ، مثل حمل انسان بر ماشى . اصطلاح ديگر « ذاتى » اين است كه ذاتى عبارت از آن چيزى است كه در ماهيت شىء داخل است ، و جنس يا فصل شىء است . گاهى اين معنا بر « نوع » هم اطلاق مىشود ؛ مثلًا گفته مىشود : انسان ذاتى زيد و عمرو است ، و مقابل اين معنا ، عارض غريب است . اين معنا « ذاتى » همان معنايى است كه در كتاب « كليات خمس » مطرح است . اصطلاح ديگر « ذاتى » اين است كه ، « ذاتى » عبارت است از آنچه كه در نفس الامر بر شىء حمل مىگردد . اين اصطلاح « ذاتى » چنين تعريف مىشود كه : « ذاتى » محمولى است كه موضوع آن ، يا موضوع موضوع آن ، در حد آن ، يا آن در حد موضوع اخذ شده باشد . و اين معنا « ذاتى » همان معنايى است كه در كتاب « برهان » از آن اراده مىشود . از آنچه گفته شد روشن مىشود كه عارض ذاتى لازم است كه مساوى ، و نه اعم يا اخص ( از موضوع خود ) باشد ، و اين كه عارض ذاتى به اولى و غير اولى تقسيم مىشود ، و نيز قانون تميز اين دو قسم روشن مىشود . سپس در فصلى ديگر بيان مىكنيم كه لازم است « ضرورت » و « ضرورى » بر دو معنا اطلاق شود ، اول : وجوب ثبوت محمول بر موضوع به نحوى كه سلب آن از موضوع ، يا وجوب سلب آن از موضوع . محال باشد . و اين « ضرورت » ، كيفيت نسبت است ، و اين همان معنا از « ضرورت » است كه در كتاب « قضايا » مطرح است . دوم محال بودن انقلاب نسبت از حالتى كه در آن حالت است . اعم از اين كه جهت قضيه ضرورت يا امكان باشد ، و اين قسم از « ضرورت » ، همان معنايى از « ضرورت » است